بسم اللّه الرحمن الرحیم
الیوم استعمال تنباکو و توتون باَیّ نَحوٍ کان، در حکم محاربه با امام زمان علیهالسلام است.
حَرّره الاقل محمد حسن الحسینی
این متن حکمی است که میرزا محمد حسن شیرازی مشهور میرزای شیرازی در پاسخ نامه جمعی از متدینین و معترضین به قرارداد تنباکو در زمان شاه قاجار نگاشت و با رسیدن آن به ایران غوغایی به پا خاست که دامنه اش هنوز هم ایران را در بر گرفته و آن هم افزایش قدرت سیاسی روحانیت است.

در این جا قصد ورود به این مسئله را ندارم ولی آنچه که باعث شد این حکم را بازنویسی کنم سوالی است که هنوز بعد مدتها پاسخی برای آن نیافته ام ولی حادثه امروز صبح باعث شد دوباره این موضوع قدیمی در ذهنم زنده شود.
اپیزود اول :
داخلی:خانه:عصر یک روز بارانی
عصر دیروز خبر دار شدم که یکی از دوستانم در حادثه تصادف رانندگی به کما رفته و در بیمارستان بستری شده برنامه امروز را طوری چیدم که برای دیدنش به بیمارستان بروم که صبح با تماس دوستان متوجه شدم متاسفانه فوت کرده .
اپیزود دوم :
خارجی:کوچه:صبح یک روز بهاری
صبح که از در خانه بیرون آمدم متوجه جیغ و فریادهای همسایه مان شدم بعد کلی گریه و داد وبیداد متوجه شدم پسرش دیشب در تصادفی در اتوبان در دم جان باخته .
حالا شما خودتان را جای من بگذارید
اگر در کمتر از دوازده ساعت دو خبر از فوت نزدیکترین دوستانتان را بشنوید چه حالی خواهید داشت ؟
آنهم وقتی بفهمید هر دو در حادثه رانندگی جان خود را از دست داده اند ؟
اینها نه نخستین دوستان من بودند که به دلیل حادثه در زمان رانندگی فوت کرده اند و نه متاسفانه آخرینشان مطمئنم شما هم هریک عزیزانی را در چنین حوادثی از دست داده اید.
حالا سوال اصلی که ذهنم را به خود مشغول کرده این است که چرا با افزایش قدرت سیاسی روحانیت تاثیر گذاری این جریان کاهش یافته؟
در حقیقت چرا با افزایش حوادث رانندگی هیچ کدام از روحانیون سرشناس و مراجع تقلید حکمی در این خصوص صادر نمی کنند؟
امروزه با توجه به وابستگی شدید بسیاری از خانواده های ایرانی به خودرو صدور چنین حکمی شاید به نظر مضحک وخنده دار بیاید ولی به یاد داشته باشید زمانی که میرزای شیرازی حکم تحریم توتون وتنباکو را صادر کرد قلیان وسیله ای ضروری در منازل و مغازه ها و حتی دربار شاهی به حساب می آمد و صدور حکم بر علیه چنین وسیله ای که همگان به استفاده از آن عادت کرده بودند کاری بس دشوار وتقریبا غیر عاقلانه بوده است .
مهم این است که این سوال را با وجدانمان پاسخ دهیم که آیا آسایش ما مهم است یا جان خود و همچنین همنوعانی که بر اثر بی احتیاطی ما ممکن است راهی دیار باقی شوند ؟
باور کنید بدون خودرو هم می توان زندگی کرد ما که کردیم وشد حالا شمایید ووجدانتان!!!
ببخشید دیگه باید برای تشییع جنازه وختم دونفری که اشاره کردم آماده رفتن بشم ولی منتظر نظرات شما هستم شاید با همین چند جمله بشه مثل کشورهای توسعه یافته جنبشی بر علیه خودرو راه انداخت
شما چی فکر می کنید؟

افشای جزییاتی از مهمترین پرونده قرن
آیا "باراک اوباما" یک ایرانی است ؟
تازه ترین تحقیقات تاریخی نشان داده است که باراک اوباما اصالتا یک ایرانی است .

ایدارتاس ۲۰ مارس در گزارشی اعلام کرد که تحقیقات تازه یک تیم پژوهشهای تاریخی بر روی اصل و نسب "باراک حسین اوباما " نشان می دهد که او یک ایرانی الاصل است.
به گزارش "آسوشید پرز " دکتر "اندی واسهول" از "موسسه تحقیقات تاریخی دانشگاه ام آی تی" امریکا اعلام کرد که مطابق این تحقیقات حسین اوباما ذاتا از اهالی جنوب ایران وشیعه است.
بر اساس این تحقیقات خاندان اوباما همان خاندان معروف اوبامای بوشهر هستند که در دوران قاجار جلای وطن کرده و به آمریکا رسیده اند .
بر این اساس جد بزرگ اوباما "میر حسین خان اوبامایی" که از میرابهای معروف بوشهر بوده و به همین خاطر نامش "اوباما" یعنی" آب با ما" می باشد پس از یک نزاع خونین با سقا باشی ناصر الدی شاه قاجار از بوشهر فرار کرده وبه سر حدات عثمانی می رود .
وی ابتدا در حلبچه به عنوان تاجر زرد چوبه فعالیت کرده و پس از ارتقا در حوزه تجارت به عنوان تاجر زعفران به شهر حلب در "سوریه" کنونی میرود.
مقارن با ایام مشروطه "میر حسین خان" در حلب فوت کرده و پسر وی "علی اصغر اوباما" به خاطر ضدیت اهالی عثمانی با شیعیان ایرانی خانواده را به سمت طرابلس می برد .

خاندان اوباما در آنجا به تجارت تنباکو مشغول می شود اما پس از ممنوعیت استعمال قلیان ، در این ایام که اندکی قبل از جنگ جهانی دوم بوده پدر بزرگ حسین به همراه خانواده اش به جنوب غربی آفریقا مهاجرت می کنند.
وی در آنجا برای امرار معاش از پشم شتران پارچه درست می کرده وبه اسم" ایران برک" به فروش می رسانده که پس از پایان جنگ جهانی به شدت مورد استقبال قرار گرفته و به همین خاطر از طرف معاون شهردار واشنگتن دی سی به لس آنجلس دعوت می شود.
وی پس از ورود به خاک آمریکا به همراه خانواده اش در تگزاس رحل اقامت می افکند و تولید و تجارت برک - در گویش امریکایی باراک - می پردازد اما پس از چندی به خاطر ممنوعیت واردات شتر وپشم به امریکا ورشکست شده وبه ناچار فرزندانش را به مدرسه می فرستد.
پدر باراک یعنی حسین اوباما پس از طی دوران مدرسه و دانشگاه تابعیت ایرانی امریکایی به دست آورد و با یک دختر مسیحی ازدواج کرده وسپس به اصرار خانواده همسرش ناچار به انتخاب مذهب اسلامی – مسیحی می شود اما از انتخاب اسم اسلامی یا ایرانی برای فرزند خود منع می شود .
به همین خاطر با انتخاب نام باراک که در حقیقت همان لفظ فارسی برک است و انتقال نام میانی و نام خانوادگی حسین اوباما برای قرزندش به هویت خود روی فرزندش ادامه می دهد.
احمدی نژاد پس از انتشار این گزارش در مصاحبه ای با شبکه خبری cnn گفت : من هفته ها قبل گفتم که خبر خوشی را در روزهای آینده اعلام خواهد کرد .
رئیس جمهور اضافه کرد : در سفر اخیراستانی هیئت دولت به بوشهر وزیر امور خارجه با عمه ناتنی اوباما مذاکراتی داشته است ونقطه نظرات ایران را در خصوص برقراری روابط به طرف امریکایی انتقال داده است.
با توجه به تعطیلات نوروز در ایران سخنگوی کاخ سفید نیز در 28 مارس اعلام کرد منتظر واکنش مقامات ایران در این خصوص پس از روز سیزده به در خواهند بود تا صحت وسقم این ادعا که بیشتر به دورغ سیزده شبیه است بررسی شود. ![]()





