روژلب امسال ۱۲۵ ساله شد. البته روژلب به شکل امروزیش، وگرنه استفاده از لوازم آرایش تاریخی ۵۰۰۰ ساله دارد. قدیمیترین روژلب را باستان شناسان در در شهر سومری اور یافتند که متعلق به ۳۵۰۰ سال قبل از میلاد است.

زنان سومری، مصری و رومی برای آرایش خود از موادی مثل حنا، لاجورد، زعفران، موم عسل و بسیاری مواد طبیعی دیگر استفاده میکردند.
معصومه ویک، متخصص زیبایی پوست از آمریکا، میگوید:
"در آنزمان مصریها از حنا استفاده میکردند برای این که لب و دستهایشان را رنگ کنند و حتا چیز جالب این است که کلوئپاترا مثلا پوست سوسک و پولک ماهی استفاده میکرده است. مصری ها پوست سوسکهای مختلف رنگهای مختلف میگرفتند و ازپولک ماهی برای درخشندگی و اینها استفاده میکردند. به این صورت که این مواد را خُرد میکردند و بعنوان ماتیک استفاده میکردند."
زنان یونانی برعکس سومری ها در ملاء عام آرایش نمیکردند، این کار مختص هنرمندان و یا روسپی ها بود. ولی در ژاپن قدیم آرایش یک پرستیژ برای زنان اقشار بالای جامعه بحساب میآمده. زنهای ژاپنی مخلوطی از عسل، موم و مواد رنگی را بر لبهایشان میمالیدند که ترکیب آن به ماتیک های امروزی نزدیک است. آرایش کردن در دوران باروک هم در میان زنان ثرومتند و از طبقات بالای جامعه بسیار متدوال بود. ملکه الیزابت اول با پودر سفید و ماتیک قرمز در مجامع ظاهر میشد.
برخلاف الیزابت اول، ملکه ویکتوریا بشدت با آرایش کردن مخالف بود. او از سال ۱۸۳۷ تا پایان عمرش یعنی بیش از ۶۳ سال بر بریتانیا سلطنت کرد.
ملکه ویکتوریا که بر یکی از قدرتمندترین امپراطوری های زمان خود تکیه زده بود، از نفوذی گسترده برخوردار بود و این نفوذ باعث شد برای مدتی طولانی صندوقچه زنان اشراف از رنگ و بوی لوازم آرایش محروم شود.
آغاز رونق ماتیک
آغاز جریان Flapper style ("سبک زن امروزی")، پایان خشکی و عبوسی طولانیای بود که ملکه ویکتوریا بر اشرافیت اروپا تحمیل کرد.
این جریان از سال های ۱۹۲۰ آغاز شد. پس از جنگ جهانی اول نقش و موقعیت زن، به عنوان نیرویی که در تولید و خدمات شرکت دارد قوت گرفت. موقعیت جدید، رفتاری جدید به همراه داشت. دامن ها به چند سانتی متر بالای قوزک پا عقب نشینی کرد. دو دهه بعد از آن یعنی حدود ۱۹۳۴ این عقب نشینی به زانو رسید!
روژلب قرمز، سیگار کشیدن، و رفتاری که آنزمان شاید "لاابالی" به نظر میرسید، اولین جرقه های کنار گذاشتن آدابی بود که تا آنزمان شرط "نجابت زن" به شمار میآمد. مد و لوازم آرایش رفته، رفته برای زنان طبقه متوسط عرضه شد. تاتر و سینما مهم ترین نقش را در عمومی کردن آن چیزهایی داشتند که تا قبل از آن فقط برای اشراف ساخته میشد. روژلب قرمز از صحنه تاتر و سینما به پایین سن کشیده شد و در میان تماشاچیان راه خود را باز کرد.
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: سارا برنارد، هنرپیشه فرانسوی، از پیشقراولان ماتیکزنی
نقش سینما
معصومه ویک میگوید:
"عادیشدن آرایش بهطور خاصی که الان ما میبینیم، از دوره جنگ جهانی دوم و مسئلهی هالیوود شروع شد. هالیوود آرایش را عادی کرد و اینقدر این مسئله محبوبیت عمومی داشت که کمپانیهای خیلی بزرگ آنزمان مثل "مکس فکتور" و "لیزابت آردن" و "هلنا روبینشتاین"، همه اینها شروع کردند به درست کردن لوازم آرایش، بخصوص ماتیک بعنوان سمبول سکس. اینها شروع کردند به ساختن ماتیکهایی و لوازم آرایشی که مردم عادی میتوانستند آنها را بخرند."
هنرپیشه زیبای فرانسوی سارا برنارد یکی از مشهورترین چهره های سینما بود که روژلب قرمز را به مد روز تبدیل کرد.
رواج ماتیک در کشورهای با"حجاب"

امروز هر ثانیه ۲۲ روژ لب در دنیا فروخته میشود! از این آمار میتوانید میزان محبوبیت این ماده آرایشی را حدس بزنید. جالب این جاست که بخش عمده این فروش در کشورهایی نظیر عربستان سعودی یا ایران صورت میگیرد، در کشورهایی است که حجاب برای زنان اجباری است.
آمار نشان میدهد مبلغى كه زنان عربستان سعودى در سال ۲۰۰۵ براى زينت و آرايش خود خرج كردهاند، بالغ بر هشت ميليارد ريال سعودى، معادل يك ميليارد و ششصد ميليون يوروست! طبق همين آمار متوسط روژ لب خريدارى شده توسط هر زن سعودى در سال ۲۰۰۵ ميلادى ۳۰ عدد بوده است.
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: انواع و اقسام، در رنگها و مزهها مختلف
در ایران نیز آرایش غلیظ صورت در میان زنها پس از انقلاب اسلامی، بویژه بین دختران جوان اولین چیزی است که جلب توجه میکند. نکته مهم این جاست که همراه با افزایش غلظت آرایش دختران، سن آنها رو به کاهش است.
کیفیت ماتیک از نظر سلامتی
اگر پنجاه سال پیش آرایش فقط ازشب ازدواج به بعد مجاز بود، امروز لوازم آرایش کودکان به بازار عرضه میشود. خوب و بد این روند موضوع بحث ما نیست. اما یک نکته را نباید فراموش کرد، عامل سلامتی را! آمار نشان میدهند که هفتاد درصد روژلب هایی که به بازار عرضه میشوند، حاوی سرب یا جیوه هستند، آنهم به میزانی که برای سلامتی خطرناک است.
در این میان مارک های پررونق و گران به هیچ عنوان بهتر نیستند. معصومه ویک میگوید این شامل روژلب "دیور" و "لورال" و بسیاری دیگر از مارک های معروف میشود:
"سازمانهایی که به لحاظ طبیعی و سلامتی این لوازم آرایش را کنترل میکنند، پیدا کردهاند که مثلا کمپانیهای خیلی بزرگ مثل "دیور" یا "لورال" مقدار جیوه یا سربی که در هر ماتیک مصرف به کار میبرند، از آن حدی که باید باشد، خیلی بالاتر است. این اطلاعات را مردم میتوانند از وب سایتهایی که به این منظور درست شدهاندبگیرند."
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: تبلیغ ماتیک باربی برای بچهها
ماتیکهای خطرناک!
امروزه روژلب در انواع و اقسام مزهها، رنگها، بوها، فرم ها و تاثیرها تولید میشود. روژلب هایی که لب ها را برجسته تر میکنند، مزه هندوانه یا توت فرنگی میدهند، چروک های پیری را روتوش میکنند و ...
ولی همه این معجزات لزوما بیخطر نیستند. معصومه ویک میگوید:
" مثلا موادی که لب را کلفت میکنند، بیشترشان سماند، سمی هستند که به پوست آلرژی میدهند. همین آلرژی هست که باعث بزرگ شدن لب میشود. ولی متاسفانه میگویند بکش، ولی زیبایم بکن، خانمها بهطور خاص به این مسئله زیاد توجه نمیکنند."
*به نقل از http://www.irnew.com

اول مطلب زیر که به نقل از خبرگزاری دانشجویان ایران آمده را بخوانید :
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: اجتماعي - شهري
مديرعامل سازمان خدمات موتوري شهرداري تهران از شناسايي بيمارستانهاي متخلفي خبر داد كه زبالههاي بيمارستاني را براي جمعآوري تفكيك نميكنند.
سليمي در گفتوگو با خبرنگار «شهري» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با اشاره به اين كه شناسايي بيمارستانها از اوايل اسفند سال 86 آغاز و تا پايان فروردين ماه پايان مييابد، افزود: علاوه بر تذكر به بيمارستانهاي متخلفي كه زبالههاي بيمارستاني عفوني و غيرعفوني را از هم تفكيك نميكنند، از عملكلرد و تخلف آنان گزارش تصويري تهيه شده و مستندسازي و به مراجع قضايي معرفي ميشوند.
وي افزود: البته شهرداري بيمارستانهايي كه اقدام به تفكيك زبالههاي بيمارستاني ميكنند، را تشويق ميكند.
وي افزود: پس از شناسايي بيمارستانهاي متخلف، مصوبه شوراي شهر تهران، مبني بر اخذ مبلغ 100 تا 150 تومان به ازاي هر كيلو زباله بيمارستاني تفكيك نشده، اجرايي ميشود. همچنين براي آنان در مراجع قضايي پرونده تشكيل ميشود.
وي با بيان اين كه بيمارستانهاي خصوصي بهتر از بيمارستانهاي دولتي اقدام به تفكيك زبالههاي بيمارستاني ميكنند، افزود: برخي از بيمارستانهاي دولتي به دليل كمبود بودجه و اعتبار، كمتر اقدام به تفكيك زباله و تبديل آنها به پسماندهاي عادي كرده و بعضا عنوان ميكنند كه پول نداريم، حقوق پرسنل را بدهيم و حتي اتاق سردخانه و تفكيك زباله بيمارستاني را به كمپوت فروشي و گل فروشي تبديل كردهاند، تا كسب درآمد كنند.
وي در عين حال با اشاره به اين كه تفكيك زبالههاي بيمارستاني توسط بيمارستانها نسبت به گذشته بهبود يافته است، تصريح كرد: بايد شرايط به نحوي مطلوب شود كه تمام زبالههاي عفوني و غيرعفوني تفكيك شده و داخل كيسههاي استاندارد قرار گرفته و تبديل به پسماندهاي عادي شود، تا ديگر مشكلي در اين زمينه نداشته و از بروز بيماري و اشاعه ميكروبها نيز جلوگيري شود.
وي افزود: وزارت بهداشت شعار «پيشگيري بهتر از درمان» را در دستور كار قرار داده است، بنابراين انتظار ميرود كه در زمينه زبالههاي بيمارستاني نيز اين شعار را عملياتي كرده و با تعيين تكليف اين زبالهها اين مشكل را براي هميشه حل كند.
وي افزود: وزارت بهداشت آييننامهاي را براي حل مشكل زبالههاي بيمارستاني تدوين كرده و حدود سه ماه است كه در دولت مطرح بوده، اما هنوز بررسي نهايي در اين زمينه صورت نگرفته است در حالي كه در صورت تصويب، تكليف سازمان محيط زيست، شهرداري، بيمارستانها و ساير سازمانهاي مرتبط در زمينه زبالههاي بيمارستاني مشخص شده و مشكلات موجود حل خواهد شد.
وي افزود: شهرداري نمي تواند، معطل تصويب اين آييننامه بماند، زيرا سلامت مردم بسيار مهم است به همين خاطر به تمامي بيمارستانها اعلام و هشدار دادهايم كه اتاقهاي مجزا براي تفكيك زبالههاي عفوني و غيرعفوني داشته و زبالهها را در كيسههاي استاندارد قرار دهند در غير اين صورت همان طور كه اعلام شد، آنها را شناسايي و به مراجع قضايي معرفي ميكنيم.
نمی دانم متوجه شدید یا نه ولی در این هشت خط خبری که خواندید و از میان افعالی که برای توصیف خبر لازم بود در هفت جایگاه از کلمه "افزود" استفاده شده است که شاید در نظر نخست چندان قابل توجه به نظر نرسد ولیکن دو سوال پیش می آید که اولا آیا خبرنگار این خبر نمی توانسته از افعال مشابه ومتنوعی استفاده کند و دوم اینکه نقش سردبیرانی که اجازه انتشار این گونه اخبار را می دهند در چرخه فعالیت خبرگزاری ها چگونه تعریف می شود ؟؟؟


من معتقدم آنچه شما گفتید به شکل کامل در مورد اپوزیسیون صدق میکند که مزدوران واقعی ایران و سوریه در لبنان هستند. آنها لبنان را به سمت تنش و آشوب داخلی و جنگ خارجی کشاندند. اقتصاد کشور را نابود کرده و از هرگونه امکانی برای پیشرفت موسسات دولتی جلوگیری میکنند. آنها با انتخاب رییسجمهور و دولت موافق نیستند؛ مجلس را تعطیل کرده و تحصن بیفایده و مضحکی را در خیابانها برپا کردهاند. صدای خود را بالا برده در حالیکه تاثیر چندانی بر افکار عمومی ندارند. اپوزیسیون چیزی جز جنگ مجدد با اسراییل نمیخواهد؛ گویی لبنان با این وسعت کم باید تنها کشور عربی باشد که بار درگیری اعراب و اسراییل را بر دوش کشد. این چیزی است که ما با آن مخالف هستیم. ما التزام خود به مواجهه با اسراییل و لزوم محترم شمردن حق بازگشت فلسطینیان را پنهان نمیکنیم ولی در عین حال قبول نمیکنیم که لبنان و آرامش آن، بهای حق دیگران باشد.
شما با مقاومت در برابر اسراییل موافق هستید ولی هنگامی که اسراییل در تابستان 2006 به لبنان حمله کرده بود، شما و همپیمانانتان در سفارت آمریکا با کاندولیزا رایس ناهار میخوردید.
ما اسراییل را سرزنش کردیم و این ما بودیم که قطعنامه سازمان ملل را به تصویب رساندیم که موجب توقف جنگ و عقبنشینی اسراییل شد. نباید فراموش کنیم که ما از شکست اسراییل خشنود بودیم و مقاومت ملت جنوب و حزبالله در برابر اسراییل خوشحال شدیم. ولی با این حال ما میتوانیم نظام خاص موجود در لبنان را نیز مورد سرزنش و انتقاد قرار دهیم. در این نظام یک حزب و یک طائفه میتواند لبنان را به سمت جنگ بکشاند که این امر قابل قبول نیست.
و شما خواستار جنگ نیستید. شما میخواهید لبنان را به سمت آرامش و امنیت و شکوفایی رهبری کنید. ما هنوز هیچ چیزی از شما مشاهده نکردهایم. شما همواره بدون آنکه عمل کنید، سخن میگویید. شما همواره بیرون آمده و با سخنان خود از اپوزیسیون انتقاد میکنید بدون آنکه دست خود را به سمت آن دراز کنید. چه کسی میتواند شما را باور کند؟
متاسفانه ما امکان بیرون آمدن از پناهگاههای خود را نداریم چرا که از سوی تمامی تروریست ها مورد تهدید واقع میشویم. من نمیگویم که آنها جنایتکارند ولی میگویم که سوریها ما را هدف قرار دادهاند. شما نگاهی به فهرست آنهایی که ترور شدهاند بیاندازید. آیا همگی از اعضای گروه حاکم و جریانی بودند که با سوریه مخالف هستند. ما یکی پس از دیگری کشته میشویم.
چرا به نظر شما اسراییل مسئول این ترورها نیست؟
اگر اسراییل مسئول ترورها بود چرا شما به عنوان اپوزیسیون با دادگاه بینالمللی مخالفت میکنید؟ اگر اسراییل بود چرا سوریه تا بدین حد علیه قطعنامه 1757 تبلیغ میکند. اجازه دهید بگویم که ما در برابر زنجیرهای از ترورها قرار گرفتهایم که از طرف سوریه سازماندهی و اجرا میشود.
آقای حماده من شما را به چالش میطلبم تا دلیل و مدرکی بیاورید که سوریه در پشت تمامی این ترورها قرار دارد.
من؟
بله.
من مطمئن هستم ولی اکنون نمیتوانم دلیل و مدرکی برای شما بیاورم. من به عنوان شاهد در دادرسی حاضر خواهم بود و کسی نیز وجود دارد که دلیل و مدرک داشته باشد، مگر اینکه توسط نظام مافیایی سوریه تا آن زمان ترور شود. تا آن زمان من حاضر خواهم بود و هزاران نفر غیر از من نیز مورد بازجویی قرار گرفتهاند. سوریه نیز درخواهد یافت که بشار اسد و گروه وابسته به وی، لبنانیها را به خاطر تحقق اهداف خود به قتل رساندند ولی با این حال ما آنها را شکست داده و آنها قادر به ایجاد نظام مورد نظر خود در لبنان نیستند. ما آنها را مانند اسلوبودان میلوسویچ به دادگاه خواهیم کشاند.
بنا بر این شما اکنون در کشوری سرشار از گروههای تروریستی مثل حزبالله زندگی میکنید؟
من نگفتم که حزبالله گروهی تروریستی است. من گفتم که سوریها گروههای تروریستی دارند.
منظور شما از گروههای تروریستی وابسته به سوریه در لبنان چیست؟
منظور من سازمان اطلاعات سوریه و اشخاصی است که مانند عروسک در دست این نظام قرار دارند که همگی از طرف حزبالله حمایت میشوند. این مشکل اصلی من با حزبالله است. من پس از حادثه ترور خود با سید حسن نصرالله ملاقات کردم و معتقدم که او هیچ ارتباطی با موضوع ندارد. من از دبیرکل حزبالله در مورد سوریه پرسیدم و او گفت من چیزی نمیدانم. به همین دلیل من نصرالله را متهم نمیکنم ولی هنگامی که دفاع از جنایتکاران را مشاهده میکنم میگویم که اتفاقی شیطانی در حال وقوع است. چرا آنها از جنایتکاران حمایت میکنند؟ سید حسن نصرالله چندی قبل نیز در سخنان خود دادگاه بینالمللی را به مسخره گرفته و در مقابل از تحقیقات و دادگاههای سوریه تعریف و تمجید میکرد.
آقای حماده این مشکل شما با سوریه است. کمال فیاض رییس سابق بخش امنیتی حزب سوسیالیست ترقیخواه در برنامهای در شبکه المنار گفت که مروان حماده از سال 1984 مزدور آمریکا است و مسئولین روسی این موضوع را به حزبالله اطلاع دادهاند. شما از طرف یک فرمانده امنیتی سابق متهم شدهاید.
آقای کمال فیاض شخصیتی خیالی و اختراعی است که از طرف المنار، حزبالله، ایران و سوریه ایجاد شده است. آنها سعی میکنند برخی از درزیها را به سمت خود جلب کرده و به آنها میگویند که در مورد رهبران درزی چنین و چنان بگویید. من به شما میگویم که ما لبنان را از کشوری دموکراتیک به سمت کشوری اسلامی پیش نمیبریم و این اتفاق رخ نخواهد داد. اینطور نیست که وقتی ما چنین هدفی نداریم، پس مزدور سی.آی.ای هستیم. تمامی کشورهای عربی با این موضوع مخالفند.
به نظر شما منظور سید حسن نصرالله از اینکه گروه حاکمیت را متهم به خیانت میکند چیست؟ شما از طرف بسیاری متهم شدهاید که مکالمات تلفنی حزبالله را در جریان جنگ تابستان 2006 استراق سمع میکردید.
متاسفانه این دولت بیچاره نظام استراق سمع در اختیار ندارد. اگر کسی استراق سمع کرده و سیستم تلفنی موازی با دولت تشکیل داده، حزبالله است. من این اتهام را بازگردانده و میگویم که سید حسن نصرالله جاسوس ایران است. من برای کسی جاسوسی نکردهام.
او جاسوس ایران است و شما برای چه کسی جاسوسی میکنید؟
من جاسوس کسی نیستم. من از کشورم و استقلال و دموکراسی آن دفاع میکنم و به هیچکس حتی اگر قدیس باشد اجازه نمیدهم مانع من شود.
یک جاسوس ایران فرزند خود را قربانی نکرده و خون خود را به خاطر لبنان بر زمین نمیریزد. اگر نصرالله جاسوس ایران بود به جنوب نمیرفت و از سال 1982 با اسراییل نمیجنگید.
من از شما سوالی میپرسم. چه کسی به نصرالله این اجازه را داده که لبنان را به تنهایی وارد جنگ کرده و فرزندش را قربانی کند؟ من او را متهم به فدا کردن فرزندش میکنم. چرا نصرالله به بلندیهای جولان نرفته و در آنجا مبارزه نمیکند؟ مناطق اشغالی واقعی، فلسطین و جولان هستند و مزارع شبعا یک تصور خیالی است.
به جای اینکه چنین سخنانی در مورد سید حسن نصرالله بگویید، چرا خود به جنوب نرفته و با اسراییل نمیجنگید؟ شما حزب بزرگی در اختیار دارید. چرا از لبنان دفاع نمیکنید؟
اجازه دهید نکتهای را به شما بگویم چرا که شاید کوچکتر از آن باشید که ...
من 41 سال سن دارم.
در دهه هشتاد تمامی احزاب ملی و چپگرا با اسراییل در جنوب میجنگیدند تا وقتی که سوریه شروع به سرکوب کمونیستها کرد ...
شما به سوریه التماس کردید که به کمک شما بیاید ...
اندکی قبل شما گفتید که ما مزدور سی.آی.ای هستیم. شما یا این موضوع را اختراع کردهاید ...
من در مورد اتهام اپوزیسیون به شما صحبت کردم. همه میدانند که شما همپیمان سوریه بودید. هیچکس نمیتواند این موضوع را مخفی کند ولی ولید جنبلاط ناگهان ظاهر شده و میگوید که حمایت ما از سوریه مشتی دروغ بود. شما به سوریه دروغ میگفتید.
ما تلاش داشتیم تا کشورمان را از جهنم خارج کنیم. ما به پیمان طائف به عنوان یک پیمان ملی دست یافتیم که شیعه و سنی و مسیحی با آن موافق بودند. اکنون میبینیم که سوریه مشغول از بین بردن مقاومت است. من مقامت را مقاومتی ملی و نه صرفاً اسلامی میدانم. من از مقاومت اسلامی قدردانی میکنم ولی در واقع چرا به جنبش امل اجازه مقاومت در جنوب داده نمیشود؟ اجازه دهید کامل کنم. چرا حزب کمونیست و حزب ملی سوریه به عنوان همپیمانان اصلی سوریه از مقاومت منع شدند؟ چرا شخصیتهای شیعه نظیر محمد سلیم، داود داود و حسین مروه به جرم اینکه میخواستند با اسراییل مبارزه کنند، کشته شدند؟ تصمیم بر این بود که مقاومت زیر نفوذ ایران باقی بماند.
آقای حماده آیا شما به آنچه میگویید، اعتقاد دارید؟
من کاملا به آنچه میگویم ایمان داشته و تلاش میکنم شما را قانع سازم. شما این دوره زمانی را به طور کامل منکر میشوید. از نبیه بری بپرسید که چه کسی ملت شما را در اقلیمالتفاح به قتل رساند؟ چه کسی قدرت نظامی خود را بر شما چیره ساخت؟
چه کسی شهروندان بیگناه را به قتل رساند؟ آیا شما و ولید جنبلاط نبودید؟ جنبلاط خود یک بار گفت که اگر عدالتی در لبنان وجود داشت باید مرا روانه زندان و سپس اعدام میکرد. من تصویر این سخنان را دیدهام.
ما آن زمان در بحبوحه جنگ داخلی قرار داشتیم.
بنا بر این شما برای لبنانیها کاری نکردید. شما شهروندان بیگناه را کشتید.
ما از استقلال لبنانیهای عرب و نه لبنانیهای ایرانی دفاع میکردیم.
شما همپیمانان کنونی خود را به قتل میرساندید. آیا صحیح است؟
ما مشغول دفاع از ...
از چه چیزی دفاع میکردید؟
آنها از دیدگاههای خود دفاع میکردند و ما نیز همین کار را میکردیم و پس از آن به توافق رسیدیم. اگر ما متحد باشیم، حزبی واحد و کشوری واحد خواهیم بود و یک جریان مشخص نمیتواند لبنان را از طبیعت آن خارج ساخته و به ماجراجویی بکشاند. ما اجازه چنین کاری را نخواهیم داد.
اجازه دهید اندکی به موضوع ابتکارعمل اتحادیه عرب بپردازیم. روشن است که آمریکا نمیخواهد اجازه دهد تا این ابتکارعمل با موفقیت روبرو شود و شما نیز از این امر خشنود هستید.
این موضوع به هیچ وجه صحیح نیست. با توجه به اینکه ما مزدوران آمریکا هستیم، تمامی فرصتها را برای موفقیت ابتکارعمل عربی مهیا ساختیم. خواستار رییسجمهور توافقی و دولت وحدت ملی شدیم و با سه نکته ابتکارعمل عربی موافقت کردیم. پس از آن مشاهده کردیم که ژنرال میشل سلیمان نامزد توافقی ریاست جمهوری روز به روز بیشتر مورد حمله واقع شده و از طرف اپوزیسیون انتقاداتی به عمل میآید. آنها شرط و شروطی پس از دیگری مطرح ساخته و از پیشرفت فعالیتهای عمرو موسی جلوگیری میکنند. آنها با ابتکارعمل فرانسه نیز مخالفند و در واقع با هیچ ابتکارعملی موافقت نمیکنند. ما با بینالمللی کردن مشکلات لبنان مخالفیم و آنها هستند که با گفتگو موافقت نمیکنند. مجلس را به عنوان محل بحث و مناقشه تعطیل کرده و از دولت استعفا دادهاند. اکنون نیز هر بار که عمرو موسی به بیروت میآید با مشکل و مانع جدیدی مواجه میشود. این آمریکا، ما، فرانسه یا عربستان نیستند که مانعتراشی میکنند بلکه دستورات تهران و دمشق است که باعث عدم پیشرفت در توافق میشود. متاسفانه گمان کردیم تهران با عقل و درایتی که دارد مانع از دخالتهای سوریه در لبنان میشود که هیچ هدفی جز حمایت از منافع خاص خود در لبنان ندارد.
اینکه شما همواره قربانی هستید برای من جای سوال دارد. در ثانی سفیر آمریکا به نزد جناح حاکمیت آمده و دستورات خود را صادر میکند و همه شما از آن پیروی میکنید. شما هرگز جرأت مواجهه و موضعگیری مستقل نداشتهاید.
ما همواره به سفرای مختلف از جمله سفرای ایران و فرانسه نظر خود را گفتهایم. کسانی که با ما موافق بوده و از خواستههای ما پشتیبانی میکنند مورد حمایت و توافق ما قرار دارند ولی با کسی که قصد نابودی لبنان را دارد همراهی نخواهیم کرد. به سادگی میگویم که ما روابط عربی و بینالمللی داریم و از این روابط خجالت نمیکشیم بلکه افتخار میکنیم که درهای کشور بر روی تمامی فرهنگها و ادیان و مذاهب باز است.
آنگونه که من مشاهده میکنم اگر شما در آمریکا یا هر نقطه دیگری از جهان مشغول تماشای این برنامه باشید میگویید مروان حماده هیچ سوءنیتی در مورد لبنان و حل و فصل مشکلات آن ندارد. در نهایت شما در این کشور کوچک زندگی میکنید ...
من و آقای محمد فنیش (وزیر وابسته به حزبالله) بیانیه کاری دولت را نوشتیم که آنها به گونهای به این بیانیه پایبند هستند که گویی انجیل یا قرآن است. من این بیانیه را نوشتم و این اپوزیسیون بود که از چارچوب آن خارج شد.
همیشه کسی هست که از طرف آقای حماده سرزنش شود.
خیر ... توافق کردیم تا زمانیکه مناطق تحت اشغال وجود دارند، از مقاومت حمایت کنیم.
تا زمانی که شما اکثریت هستید ...
ولی ما اکثریت را از طرف مردم گرفتیم.
از یک و نیم میلیون نفری که به خیابانها ریختند؟!
اکثریت را در درجه اول از انتخابات به دست آوردیم. انتخاباتی که برای اولین بار در آزادی برگزار شد. آنچه که رخ داد این بود که شش تن از نمایندگان ما یکی پس از دیگری کشته شدند.
شما همواره میگویید که اکثریت هستید و سید حسن نصرالله نیز شما را به چالش طلبید.
ما اکثریت پارلمانی، اکثریت در کابینه و اکثریت در ارتش بوده و به این موضوع پایبند هستیم.
بسیار خب. سید حسن نصرالله شما را به دعوت به انتخابات پارلمانی کرد. آیا این جرأت و شجاعت را دارید که بگویید آماده برگزاری انتخابات پارلمانی هستید؟
سلطه و قدرت ما مطابق قانون اساسی لبنان با چنین امری مخالفت خواهد کرد.
چه زمانی این انتخابات را برگزار خواهید کرد؟
در زمان مقرر آن یعنی سال 2009. یک سال دیگر یا اندکی کمتر.
سید حسن نصرالله در سخنرانی خود در مراسم هفتم شهید مغنیه شما را به چالش کشید و گفت اگر گمان میکنید اکثریت هستید اقدام به برپایی تظاهرات مردمی کرده و ما نیز چنین میکنیم و در آن هنگام خواهیم دید هر کدام چقدر طرفدار داریم. آیا شما برای چنین کاری آماده هستید؟
ما به عکسها و تصاویر تکیه نمیکنیم بلکه تکیه ما بر رایدهندگان است. اجازه دهید چیزی اختراع نکنیم. هر بار سید حسن نصرالله قصد فرار از موضوعی را دارد، نکتهای انحرافی را مطرح میکند. هنگامی که جمعیت حاضر را دیده و شگفت زده شد قصد داشت تصویربرداری کرده و مردم را بشمارد. من میتوانم مردم حاضر در مراسم هفتم عماد مغنیه را بشمارم. آنها بر صندلیهایی با فاصله یک متر از یکدیگر نشسته بودند. چنین جمعیتی قابل شمارش نیستند و بنا بر این من سید حسن نصرالله را در انتخابات و در حضور مردمی، هر دو به چالش میکشم.
چرا دخالت خارجیها در لبنان به خصوص آمریکا را به چالش نمیکشید. همه از سخنان دیوید ساترفیلد در مورد بسیاری از امور جزئی لبنان و ابتکارعمل عربی آگاه هستند.
پیش از آنکه ساترفیلد را به چالش بکشم میتوانم کسانی که مردم را کشته و اقدام به توزیع سلاح میکنند را به چالش بطلبم. مراقب باشید که مشغول کشاندن لبنان به سمت سرنوشت مجهولی هستید. هنگامی که رییسجمهور فرانسه میگوید من میدانم چه کسانی مانع دستیابی به راهحل در لبنان میشوند، هیچکس از همپیمانان سوریه در لبنان باور نمیکند.
من اظهارنظری صریح و واضح از شما میخواهم. به صراحت بگویید که با توافق و راهحل در لبنان مخالفید و مگر اپوزیسیون از روی جسد شما رد شود.
من خواستار توافق و راهحل هستم.
ولید جنبلاط این سخن را گفت نه من.
خیر این طور نیست. او گفت که لبنان را تسلیم نخواهد کرد مگر اینکه از روی جسد ما عبور کنید. توافق یک موضوع است و تسلیم شدن در برابر حزبالله، موضوعی دیگر است. آنها با اسراییل مبارزه میکنند و ما از اینکه اسراییل تسلیم شود بسیار خوشحال خواهیم شد ولی لبنان و فلسفه همزیستی مسالمتآمیز آن نباید از بین برود.
عماد مغنیه توسط اسراییلیها در دمشق ترور شد و حزبالله حق انتقامگیری دارد. شما امروز گفتید که آنها باید از دمشق انتقام بگیرند. چرا؟ شما این سخنان را در مصاحبه با رادیو صدای لبنان گفتید.
بله من این سخنان را گفتم چرا که معتقدم درگیر کردن لبنان در انتقامگیری دیگر کافیست. معتقدم این روند دیگر برای مردم جنوب لبنان کافیست. عماد مغنیه توسط اسراییلیها کشته شد ...
و شما حتی تسلیت نگفتید ...
به این دلیل که هنگامیکه یکی از اعضای خانواده و بهترین دوستم کشته شد کسی تسلیت نگفت. امروز من میگویم که عماد مغنیه در دمشق ترور شده و جبهه اسراییل ـ سوریه از 34 سال قبل تاکنون شاهد آرامش است. اگر انتقامگیری ضروری است، در آنجا باید گرفته شود. بشار اسد جرأت ندارد و قصد دارد با لبنانیها مبارزه کند. او این حق را ندارد. ما لبنانی و عرب بوده و بردههایی در اختیار بشار اسد نیستیم.
آیا شما اسراییل را متهم به ترور عماد مغنیه میکنید؟
بله. معتقدم اسراییل مرتکب این ترور شده است.
آیا حزبالله حق انتقامگیری در هر مکانی از جهان را دارد؟
انتقامگیری در نقاط مختلف دنیا به خود حزبالله مربوط است ولی انتقامگیری در لبنان تنها به حزبالله مربوط نمیشود.
آقای مروان حماده وزیر ارتباطات لبنان، از زمانی که در اختیار ما گذاشتید تشکر میکنم.






